الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
121
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
حضرت زهرا عليها السلام عرض كرد : تشنهاند . ابوهريره مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با شنيدن سخن فاطمه عليها السلام اين چنين دست به طرف مشك كوچكش برد كه آب داشت و با آن وضو مىگرفت و آب آن روز خيلى اهميت داشت و مردم همه در جستجوى آب بودند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرياد بر آورد : « آيا كسى از شما آب بهمراه دارد ؟ » هيچ كس باقى نماند مگر دست به طرف پشتى خود مىبرد و در مشك آب خود ، آب مىجست ولى هيچ كدام قطرهاى پيدا نكردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : دخترم ! يكى از آن دو را به من بده ! فاطمه عليها السلام او را از زير چادر بيرون آورد و تسليم پيامبر كرد ، در موقع تحويل وى به پيامبر سفيدى دو بازوى او را ديدم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را گرفت و به سينهاش چسباند ، در حالى كه خم شده و ساكت نمىشد ، پس زبانش را داخل دهان او گذاشت و او شروع به مكيدن زبان پيامبر كرد تا ساكت و آرام شد و ديگر صداى گريهء او را نشنيدم ولى آن ديگرى گريه مىكرد ، همچنان آرام نمىگرفت ، فرمود : فاطمه جان ! آن پسر ديگرم را به من بده ! او را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داد و همان كارى را كرد كه با اوّلى كرده بود او هم ساكت شد و ديگر زا او نيز صدايى نشنيدم ، سپس فرمود : حركت كنيد ! پس از طرف راست و چپ كجاوه ما را باز داشته بود و نمىديدم تا اينكه او را وسط راه ديدم . بنابراين من چگونه اين دو ( حسن و حسين ) را دوست نداشته باشم ؟ ! در حالى كه من خودم اين حالت را از رسول